عبد الحسين ميرزا فرمانفرما

112

مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

ضررى به حال چادرها و اهالى اردو ندارد و از اين جهت كمال اطمينان حاصل [ است ] و معلوم شد [ 99 ] تنبيه كردن نايب على اكبر چه ثمرها دارد و گاوسر خوردن او را مهندس قابلى كرده است و اگر مثل زهو يورت اردو را در كف رودخانه قرار داده بودند شبانه تمام اهالى اردو « كل شىء هالك الّا وجهه » را مصداق مىشديم . راه تنگ و سيل رود 160 صبح يكشنبه 27 - از خواب برخاسته در حالتى كه باران ريزان است نماز خوانده و هنوز بر توقف و حركت از اين نقطه متردّدم كه نه سيورسات توقف حاضر است و نه موجبات رفتن به‌واسطهء حركت كردن سيل و ريختن باران فراهم . لهذا حاجى سهراب خان و ميرزا عبد الرّحيم خان و منشىباشى را كه مكرّر اين راه را طىّ نموده بودند خواسته با آنها مشورت مىنموديم كه اگر اين سيل كم نشود و تا غروب بيايد شتر و قاطر بنه را نمىتوان از اين رودخانهء تنگ عبور داد ، خصوصا كه قريب يك فرسنگ تمام خطّ جادّه در دو طرف و كف رودخانه است و يمين و يسار رودخانه هم كوههاى خيلى سخت است كه ابدا سوار بلكه پياده هم نمىتواند عبور كند . و اگر بالفرض يك وقتى يك ماه آب اين رودخانه به اين طريق باشد عابر و متردّد چاره جز توقف يا مراجعت ندارد . ليكن حضرات مىگويند اين آب را بالمرّه منبعى نيست و چنان كه خودمان هم سابقا در شرح اين رودخانه نوشتيم از يكى دو فرسخ بالا هر وقت باران به كوههاى حول‌وحوش مىريزد از شعب متعدّده آب به اين رودخانه مىآيد و اگر باران بايستد بعد از يكى دو ساعت اندك‌اندك آب رودخانه رو به نقصان مىگذارد و طرف عصرى به‌طور يقين مىتوان حركت كرد . كمى علوفه 161 و چون در اين نقطه ابدا كاه نيست و جو هم كم است و به درمشوى يك دست [ 100 ] مالها از پا مىافتند خيلى حواسم پريشان است كه اگر باران نايستد يا رو به تزايد بگذارد چه خواهيم كرد . ما در اين گفتگو و به مفاد « الغريق يتشبّث بكلّ حشيش » هركسى راه نجاتى بر گذشتن از اين آب ذكر مىكرد كه فضل خدائى شامل و ابرها متفرق [ شد ] و آفتاب به زمين تابيد و اهالى اردو به خشكانيدن فرش و لباس پرداخته و خود من به رودخانه نگران بودم . و چيزى نگذشت كه آب رودخانه رو به نقصان گذاشت و پنج و نيم به غروب مانده به جائى رسيد كه عبورش ممكن [ شد ] و فورا خودم و همراهان روانه شديم .